شعر .ابراهیم ازمحمد علی جوشایی

    اعتقادش به سجده کردن نیست     این بت آینه درون من است    همه قطره های خون من است   بت من رنگ و بو نمی‌خواهد   شبنم است او، وضو نمی‌خواهد      برگ و بار جهان ز ریشه‌ی اوست      خون پیغمبران به شیشه‌ی اوست      هر طرف نقش آن پری رو هست    رو به هر سو که می‌کنم او هست       دلم از غصه مست اوست هنوز      چشم‌هایم به دست اوست هنوز   می‌زنم هرچه... در نمی‌شکند    بت من را تبر نمی‌شکند
تو بتت از گِل است ابراهیم        کار من مشکل است ابراهیم      تو بهارت به این قشنگی نیست      بت من چون بت تو سنگی نیست       گل به گیسو نمی‌زند بت تو       چشم و ابرو نمی‌زند بت تو           تو صدای مرا نمی‌فهمی      حرف‌های مرا نمی‌فهمی         امتحان کن جمال او دیدن      تا تو باشی و بت پرستیدن      تو دلت خون نبوده در هوسی       چشم‌هایت نمانده پیش کسی       تو نشستی کنار دلهره‌ات؟         شده اندیشه‌ی کسی خوره‌ات؟         شده از عمق سینه آه کنی؟          مثل دیوانه‌ها نگاه کنی؟‌     خیمه‌ی سروری مزن اینجا     لاف پیغمبری مزن اینجا       عرض و جدی بر این وجود آور      بت عشق است سر فرود آور     آب خواهد شد آهن تبرت        خون می‌افتد از عشوه در جگرت       از غمش سر به چاه خواهی برد        به خدایت پناه خواهی برد         غنچه را بنده می‌کند بت من         مثل گل خنده می‌کند بت من      ماه در چاه تنگ پیرهنش          می‌خزد یوسفانه بر بدنش        آبی چشم آسمانی او          باغ لب‌های زعفرانی او           شب زیبای گیسوان خمش          مژه‌های بلند روی همش        قطره‌ی ژاله بر رخ لاله        آه از این ماه چهارده ساله        او در اندیشه‌ی زمان جاریست       روی لب‌های دیگران جاریست      امتحان کن جمال او دیدن       تا تو باشی و بت پرستیدن        من زبان‌ریز آن پری‌رویم       هر چه دلخواه اوست می‌گویم        چه کنم رو به این حرم نکنم؟    سجده بر پای این صنم نکنم (کمر التماس خم نکنم)       من چه با جان بی قرار  کنم    تو که پیغمبری... چه کار کنم؟‌

/ 11 نظر / 60 بازدید
نمایش نظرات قبلی
افسون

سلام خوبي چرا ديگه به ما سر نميزني

moazame

گفتی که به روز عجز دستت گیرم عاجزتر ازین مخواه کاکنون هستم. [گل][گل][گل][گل]

سلام خیلی زیبا بود مثل همیشه.ممنون که به من سر زدید.[خجالت]

moazame

زمستان لحظه به لحظه نزدیک می شود یادت نرود...... اینجا کسی هست که به اندازه تمام برگ های رقصان پاییز برایت ارزوهای خوب دارد. یشاپیش یلدا مبارک[گل][گل][گل]

آرمان

دکلمه همین شعر تقدیم به شما: http://eykhoob.com/index.php/2014-05-25-13-05-30/17-2014-05-27-16-40-22/36-2014-06-20-12-12-24

علیرضا

این شعر رو دوستی خوند زیر بارون برای من ک اون لحظه بسیار دوست داشتنی بود برای من