دنیای غم

اشک
نویسنده : فردین قاسمی - ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/۱٢/٢۱
 

وقتی که در تنهایهایم  چشمانم را می بندم
ذهنم را از این دنیا و مردمانش پاک میکنم قلبم را از
دلتنگیها آزاد میکنم به نا گاه قطر های اشک همچون
شبنمی از گوشه ی چشمانم سرا زیر میشود و آنگاه
چشمم به سرخی می گراید و بغض گلویم را می شکند
و زار زار گریه میکنم تا اندکی نا چیز از اندوهایم
کاسته شود . تا از نا مهربانیها قلبم آرام بگیرد در این
دنیای ماتم زده چاره ای جز غصه ندارم . پس تنها
یار تنهایهایم تو هستی ای اشک ببار تا این دل آرام
بگیرد.............


 
comment نظرات ()