دنیای غم

شعر از مولانا جلال الدین محمد بلخی
نویسنده : فردین قاسمی - ساعت ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢
 


بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد
خوش و سرسبز شد عالم اوان لاله زار آمد

ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد
به دشت آب و گل بنگر که پرنقش و نگار آمد

گل از نسرین همی‌پرسد که چون بودی در این غربت
همی‌گوید خوشم زیرا خوشی‌ها زان دیار آمد

سمن با سرو می‌گوید که مستانه همی‌رقصی
به گوشش سرو می‌گوید که یار بردبار آمد

بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد
که زردی رفت و خشکی رفت و عمر پایدار آمد

همی‌زد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی
بدو گفتا که خندانم که یار اندر کنار آمد

صنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق
که هر برگی به ره بری چو تیغ آبدار آمد

ز ترکستان آن دنیا بنه ترکان زیبارو
به هندستان آب و گل به امر شهریار آمد

ببین کان لکلک گویا برآمد بر سر منبر
که ای یاران آن کاره صلا که وقت کار آمد


 
comment نظرات ()

 
شعر برف . شاعر:پروین دولت‌آبادی
نویسنده : فردین قاسمی - ساعت ٩:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۱٠/٧
 

برف آمده شبانه

رو پشت‌بام خانه

برف آمده رو گل‌ها

رو حوض و باغچه‌ی ما

زمین سفید هوا سرد

ببین که برف چها کرد

رو جاده‌ها نشسته

رو مسجد و گلدسته

برف قاصد بهاره

زمستان‌ها می‌باره

سلام سلام سپیدی!

دیشب ز راه رسیدی؟


 
comment نظرات ()

 
شعر .ابراهیم ازمحمد علی جوشایی
نویسنده : فردین قاسمی - ساعت ٧:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٢٦
 

ابراهیم.....!
باز لب‌های من به خنده نشست   روی تنهایی‌ام پرنده نشست         باز طوفان گرفت ابراهیم   بت من جان گرفت ابراهیم     این بت از سنگ و چوب و آهن نیست 


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()

 
دردها
نویسنده : فردین قاسمی - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٧/٢٩
 

دردها شده بی انتها

غصه داره این دل ما

زندگی شده بی معنا

اشک می باره از چشم ما

قلبها شده سنگ ؛ چرا...........


 
comment نظرات ()

 
آیه های زمینی از فروغ فرخ زاد
نویسنده : فردین قاسمی - ساعت ٧:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٦/٦
 

آنگاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمین ها رفت


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()

 
مهر به خویش
نویسنده : فردین قاسمی - ساعت ۸:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱۸
 

ما در دنیای امروز که در پریشانی و رنجی مداوم و پر دامنه به سر می بریم، یکی از گامهای مهم برای بهبود این وضع ، انتشار مهری همه گیر است.
شاید جای شگفتی باشد که مهر به دیگران ، از مهر به خویش یا دوست داشتن خود آغاز می شود . اما این موضوع حقیقت دارد .
مهر به خویش به معنای پذیرش ، بخشایش و مهربانی با خود است .
با پذیرفتن خود همان گونه که هستیم ، با بخشودن کلیه ضعفهای مان و همه اشتباهاتی که مرتکب شده ایم ، و با مهربانی و ملایمت با خود ، تمامی ترسهای برخاسته از تنهایی ، انتقاد ، انزجارو سرزنش زایل می شود . به این ترتیب مهر از درونمان جاری می گردد، ماو همه دیگران را در بر میگیرد.


 
comment نظرات ()

 
شعر اندوه از اخوان ثالث
نویسنده : فردین قاسمی - ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٤/۱
 

نه چراغ چشم گرگی پیر
نه نفسهای غریب کاروانی خسته و گمراه
مانده دشت بیکران خلوت و خاموش
زیر بارانی که ساعتهاست می بارد
در شب دیوانه ی غمگین
که چو دشت او هم دل افسرده ای دارد
در شب دیوانه ی غمگین
مانده دشت بیکران در زیر باران ، آهن ، ساعتهاست
همچنان می بارد این ابر سیاه ساکت دلگیر
نه صدای پای اسب رهزنی تنها
نه صفیر باد ولگردی
نه چراغ چشم گرگی پیر
لحظه ی دیدار نزدیک است
باز من دیوانه ام، مستم
باز می لرزد، دلم، دستم
باز گویی در جهان دیگری هستم
های! نخراشی به غفلت گونه ام را، تیغ
های، نپریشی صفای زلفکم را، دست
و آبرویم را نریزی، دل
ای نخورده مست
لحظه‌ی دیدار نزدیک است


 
comment نظرات ()

 
شعر تنهایی از محمد علی بهمنی
نویسنده : فردین قاسمی - ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۳/۱٧
 

قطره قطره اگر چه آب شدیم ابر بودیم و آفتاب شدیم

ساخت ما را همان که می پنداشت ,به یکی جرعه اش خراب شدیم


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()